حالا که عاشقت شدم…

حالم خوبه امشب. یه دلتنگی غریبی تو دلم هست که باهاش حال می‌کنم. تصمیم گرفتم خودم رو بیشتر دوست داشته باشم… صبح به صبح برم تو آینه به خودم نگاه کنم بگم دوستت دارم عزیزم. لپتاپم خرابه. هی سوییچ میکنم بین لپتاپ قدیمی و این. می‌گه ویندوزت داره اکسپایر میشه. ویندوز اصلی خودش رو. آپدیت که می‌کنم همه چی می‌پره. یه دور با بدبختی برگردوندمش به قبل آپدیت و الان هرچی روش دانلود کرده بودم دیگه نیست. می‌خواستم فایر فاکس بریزم، تو اینترنت اکسپلوره سرچش کردم دیدم بالای سرچم نوشته اینترنت اکسپلوره سیفترین و بهترین اکسپلوره برای ویندوز ده هستش و شما الان اونو رو سیستمتون دارید. دلم براش سوخت… شانس آورم فایلهای رو دسکتاپم برگشته. همه نوشته هام رو گذاشته بودم توی فولدر نیوزهرا رو دسکتاپ. روزی که می‌ساختمش گفتم دیگه دوره پریدن ویندوز گذشته، لازم نیست اینو ببرم رو درایو دی بذار دم دست باشه. خودم ثابت کردم هنوز دوره ش نگذشته…

فعلن حرف زیادی ندارم برای نوشتن. گفتم الکی یه چیزی بنویسم که حرفام شره کنه. شره نکرد… حالا باشه یه فرصت دیگه.

درج یک نظر