چجوری سیوت کنم دختر؟

– ساعت دو نصفه شب داره تو خونه قدم می‌زنه. می‌گم مامان جان الان وقت خوابه‌ها، خورشید رفته، همه خوابیدن. می‌گه «برات مهم نیست.» بعد اصلاحش می‌کنه می‌گه «برام مهم نیست». ازش می‌خوام حرفش رو تکرار کنه. باور نمی‌کنم این‌قدر درست و به جا جمله‌های به این خفنی رو به کار ببره.

– طبق معمول چند قطره‌ی ابتدایی جیشش ریخته. می‌گم ناراحتم از این‌که دیر بهم گفتی و نیم‌چه اخمی می‌کنم. می‌ره تو دستشویی و بعد از این‌که کارش تموم شد می‌گه «مامان ببین! پی‌پی‌ها دارن می‌خندن» می‌پرسم چرا؟ می‌گه چون تو دل من زندان بودن اومدن بیرون خوشحالن. قهقهه می‌زنم. می‌گه «عه خندیدی؟ مگه ناراحت نبودی؟»

– تو حموم، توی لگن آب دراز کشیده، لیفش رو گذاشته روی پاهاش و یه عروسک رو روی لیف خوابونده. می‌پرسم بریم بیرون؟ می‌گه چی؟ بیرون؟ پارک؟ می‌گم نه مامان جان از حموم بریم بیرون. انگشتش رو می‌ذاره رو دماغش« هیس! بچه‌م خوابه»

– یه روز دیگه همونطوری توی لگن آب دراز کشیده و داد می‌زنه «یکی یه بچه بیاره من بذارم رو پاهام.»

۲ پاسخ برای ”چجوری سیوت کنم دختر؟“

  1. کیمیا says:

    عزیزززززم بوس

  2. مژگان says:

    ای جان دل خدا سیوش کنه برات 🙂 :*

درج یک نظر