سیزده روز با بزرگان

یک بهاری هست خب درخت‌ها جوانه می‌زنند هوا قشنگ می‌شود باران می‌بارد، برداشتند سیزده روزش را اسم گذاشتند نوروز. حالا زرتشت بوده یا کوروش یا جمهوری اسلامی. یک سری آیین هم دارد این نوروز که من هنوز خیری از هیچ‌کدام‌ش ندیدم. این‌همه سال هفت‌سین انداختم و سبزه گذاشتم دنبال سیب سرحال گشتم تخم‌مرغ رنگ کردم بعد از سیزده روز ریختم‌شان دور، هیچ چیزی به زندگی‌ام اضافه نشده. گیرم چند ساعت هیجان که بدون هفت‌سین و نوروز و رسوم‌ش هم می‌توان داشت. حالا این جنگولک‌بازی‌ها را تحمل می‌کنم به فرض که نشانه‌‌های ایران باستان است. هرچند چهارسال دیگر مثل قضیه ماهی قرمز کمپین می‌زنند سمنو نخرید سمنو سمبل عرب است، سکه از شوروی وارد شده، تخم‌مرغ را اولین‌بار ملکه انگلیس رنگ زد…

درد اصلی این‌ها نیست. درد من رسم دیدوبازدید ومحبت‌های زورکی است. آدم‌هایی که یک سال ریدند به هم و دم عید اصرار دارند توی صورت هم لبخند بزنند. آن‌هایی که سال تا سال سراغت را نمی‌گیرند ولی توقع دارند لحظه تحویل سال زنگ بزنی به‌شان چون خبرشان چهارسال زودتر از تو به دنیا آمدند. توی سیزده روز همه پیشوند پسوندها بلد می‌شوند، خواهر برادر بزرگ، عمه بزرگ، حاجی، سید، مشتی، آقا دایی بزرگ خاندان…روزهای عادی هیچ‌کدام نشانی از بزرگی وبزرگواری ندارند تا عید می‌شود قدر فیل ادعا و توقع دارند که بروی خانه‌شان، ده تومن هم به نشانه بزرگی بگذارند کف دستت. به نظر شما این‌ها قشنگ است و ریشه دارد؟ از نظر من سراسر چاپلوسی و نمایش است. محبت که باشد بدون این‌که سن و سال و سمتت را حساب کنی گوشی را برمی‌داری به کسی که دوستش داری عید مبارک‌باد می‌گویی، نه نوروز هر وقت که خواستی هروقت که دلت تنگ شد… نه توقعی هست نه گله‌ای. نتیجه‌اش می‌شود این‌که تا چهارماه بعد از عید چشم دیدن هیچ قوم‌وخویشی را نداری… عصبانی‌ام؟ بله هستم. صدبار گفتم عید تهران نمانیم.

۳ پاسخ برای ”سیزده روز با بزرگان“

  1. ایشالله همیشه دور و برت شلوغ و با مهر و محبت باشه تا هیچ وقت دلگیر نشی.
    عیدتون مبارک.

  2. لیدا says:

    محبت که باشد بدون این‌که سن و سال و سمتت را حساب کنی گوشی را برمی‌داری به کسی که دوستش داری عید مبارک‌باد می‌گویی، نه نوروز هر وقت که خواستی هروقت که دلت تنگ شد… نه توقعی هست نه گله‌ای. نتیجه‌اش می‌شود این‌که تا چهارماه بعد از عید چشم دیدن هیچ قوم‌وخویشی را نداری… عصبانی‌ام؟ بله هستم. صدبار گفتم عید تهران نمانیم.

    این یه تیکه رو خوب اومدی ایول

    دقیقا اتفاقی که واسه من افتاده
    که هنوزم که هنوزه چشم دیدنشون رو ندارم

درج یک نظر