وای به حال حلقه

زمین بازی کنار خیابون
دور تا دورش فنس‌ئه تا آسمون
توپ رو می‌ندازه تو حلقه
خیس عرق
نه خوشحال نه ناراحت
تو فکره ضربه‌ها رو بشماره‌ یا نه
خورشید می‌ره ماه میاد
ماه می‌ره خورشید میاد
اون هنوز داره پرتاب می‌کنه
تو دلش می‌گه نه نمی‌شمارم
توپ رو
با خیال راحت می‌کوبه به تخته
براش فرقی نداره بره تو حلقه یا نه
من اون تخته‌ام
خط‌های روم پاک شده
نه خوشحال نه ناراحت
می‌لرزم فقط.

۳ پاسخ برای ”وای به حال حلقه“

  1. farzaneh says:

    kheyli aali bood, bavar nakardanist in deghat e shoma dar tashbihe hese adamha ba anche baraye ashiyaye jozee pish miayad.

  2. . says:

    ترو خدا نلرز… 🙁
    (خداحافظ)

  3. رعنا says:

    سلام خیاط. خوبی؟ نودت قشنگ.
    من می خوام وبلاگمو دات کامی کنم. بلد نیستم اما چیکار کنم. میشه راهنمایی بدی؟ 🙂

درج یک نظر