گیر به درز دیوار

صدای آهنگ نزدیک است اعصاب و همه چیزم را به گا دهد. تا دیروز صبح به صبح آهنگ کلاسیک پخش می‌شد توی اتاق که من مجبور بودم برای هم‏‏رنگی با جماعت قیافه ‏ام را طوری کنم انگار از دو سالگی صبحم با نوای موسیقی شروع می شود. امروز خانم همکار تصمیم گرفته زنگ گوشی‌اش را عوض کند و ما مجبوری همه موزیکهای ت.خمی و جیرجیر دار او را گوش کردیم. هی بین آهنگ ها رفت و آمد. هی انتخاب نکرد تا گفتم صدایش را کم کند. سعی کردم خیلی با لبخند و مهربانی بگویم. ظاهرن موفق نبودم چون تا عصر هرچه حرف زدم جوابم را نداد. تازه وقتی به طور کامل شرح دادم که این آهنگ گوشی‌تان توی فضا می پیچد و ما نمی‌توانیم تمرکز کنیم گفت “ئه اذیت می‌کنه؟”. واقعن نمی‌دانست که اذیت می‌شویم. خیلی‌ها این‌طوری‌اند. چلق چلق توی صورتت آدامس می‌جوند نمی‌دانند آزاردهنده است. توی اتاق با داد تلفن حرف می‌زنند نمی‌فهمند ما کر می‌شویم. پایشان را لخ‌لخ می‌کشند کف زمین انگار نه انگار. خود ما هم هرلحظه ممکن است در حال قدم زدن رو اعصاب یکی باشیم و نفهمیم. ریاضی اش می شود “به ازای هر نفر هر لحظه یک نفر وجود دارد که روی اعصابش راه برود”.

چند روز است از همه انرژی‌های منفی فراری‌ام. خیلی‌ها را هاید کردم که ناله‌شان را نشنوم. خیلی‌ها را هم هاید کردم که شادی‌شان را نبینم. بالاخره آدم‌هایی هستند که شادی‌شان دل من را بسوزاند. اگر کسی بگوید همچین حسی نسبت به هیچ کس ندارد من یکی باور نمی کنم. چنین آدم هایی به هر دلیلی توی زندگی همه هستند و نمی شود کاری کرد. از اعصاب خردی‌های الکی‌ام  می گفتم. مثلن همین آقای اتاق بغلی هربار می‌رود دستشویی شلوارش را خیلی می‌کشد بالا. قشنگ معلوم است که الان از توالت آمده. می‌توانم به‌ش تذکر بدهم؟ نه. فکر می‌کنم هیچ‌کس دیگری هم نتواند برایش توضیح بدهد که وقتی از توالت می‌آیی شلوارت را بیشتر بالا نکش و کمربندت را سر جای قبلی ببند. این‌طور حرف‌ها را نمی‌شود بدون پیش آمدن دلخوری یا سوتفاهم به کسی بگویی. برای همین هربار که آقای اتاق بغلی از دستشویی برمی‌گردد من اعصابم خرد می‌شود. حالا شما خودتان تا آخرش را بخوانید چه حالی دارم.

۷ پاسخ برای ”گیر به درز دیوار“

  1. بنر says:

    گیر دادنتون رو هم شیرین مینویسید ! آدم لذت میبره از خوندنش.

  2. نازنین says:

    توروخدا چرا انقدر خودتو عذاب می دهی….بی خیال….چیکار شلوار مردم داری!

  3. نازلی says:

    بیخیال رفیق.بهتر از اینکه بیاد بیرون زیپ شلوارشو بکشه بالا! ما ازین مدل داریم تو شرکت.
    ولی آدامس خوردن با صدارو هیچ جوری نمیشه تحمل کرد و عاروق بعد از نوشابه و بوی عرق و سگ مرده مخلوط شده رو، به طوری که در هر بار با رد شدن فرد مورد نظر از جلوت تا ته مخاط بینی ات از شدت بو بسوزه.
    بگذار شلوارشو زیر دماغش ببنده تا جونش در ره.

  4. نازلی says:

    سلام
    من سه شنبه هفته آینده ۱۹/۰۵عروسیمه، خیر سرم خواستم صرفه جوئی کرده باشم لباس عروسیم رو خاله ام میدوزه،دستش درد نکنه ولی روی تهیه ژپونش زاییدیم، یه دونه ازون فنر کشی شده هاشو که فقط توره با ۵ تا فنر خریدیم افتضاح بود.امروز تو اینترنت دنبال روش دوختش میگشتم که رسیدم به اینجا.دیدم عجب آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.یه عکسی از یه ژپون تور طبقه طبقه دیدم که خیلی خوب بود.
    احیانا” شما همینو ندارین برای اجاره یا فروش؟کلا” به نظرتون از کجا میشه اینو تهیه کرد؟ من چی کار کنم بهتره؟ دامن لباس تَرکه.
    خیلی ممنونم و خیلی منتظر.

  5. من says:

    دیوانه اگر به جاش فحش، وصغ الحال عده ای باشد، اینها همه دیوانه اند رسما
    سایکوهای هاید که خودشان هم نمیدانند گاهی چقدر روی اعصاب اند
    ساندویچشان را با دهان باز و ملچ ملوچ ترین شکل ممکن میخورند. دلت میخواهد عق بزنی توی صورتشان.
    آنقدر عصبی می شوم دلم میخواهد گریه کنم

  6. من says:

    وصف الحال منظورم بود
    این کیبورد برچسب فارسی ندارد
    چشم بسته تایپ کردم غ درآمد

  7. بهناز says:

    خیلی خوشحال شدم از اینکه دیدم ۱ عده دیگری هم از صدای ملچ ملوچ، بوی عرق، تمیز کردن دندانها با صدا به کمک فشار هوای ایجاد شده در دهان، به جای استفاده از نخ دندان، فین فین مکرر، آدامس جویدن به خالت نشخوار، راه رفتن با کفش پاشنه بلند به حالت یورتمه اسب، گاز زدن سیب با صدای بلند در محیط کار و … ناراحت می شوند. تا حالا فکر میکردم که من آدم عصبی هستم.

درج یک نظر