پزشک خاندان

: ببین حالا که اومدی این‌جا می‌تونی یه آمپول ب‌کمپلکس به من بزنی؟

– نه نمی‌تونم. ب کمپلکس واسه چی؟

: واسه تقویت. پریروز رو پله‌برقی افتادم زانوم داغون شد. دیروز جدول رو ندیدم پام پیچ خورد. به نظرم ضعیف شدم.

– به نظر من ب‌کمپلکس لازم نداری، جلو پات رو نگاه کنی حله.

: مسخره، بدنم ضعیفه کلن. می خوام ب‌کمپلکس بزنم فردا شاداب برم سر کار.

– ببین من یه‌ بار به یه پیرزن آمپول زدم که بعدش تا یک ساعت نتونست از جاش بلند شه، یک ‌دفعه هم استادم دوتا آمپول داد دستم. گفت یکی ‌رو بزن این‌ور، یکی رو اون‌ور. من پرسیدم این‌ور اون‌ور یعنی چی؟ آمپول رو از دستم گرفت خودش زد. حالا اگه می‌خوای من آمپولت رو بزنم حرفی ندارم.

:واقعن تو این ده سال آمپول نزدی؟؟ خاک بر سرت! حداقل تو خونه تمرین می‌کردی با یکی.

– مامانم می‌گه بمیره هم حاضر نیست من به‌ش آمپول بزنم، هربار می‌ره درمونگاه. می‌گه با پرتقال تمرین کنم.

: : )) به پرتقال آمپول زدی؟ جیغ نزد؟

– یه‌دفعه اون اولا به یه گلابی آمپول زدم اعتراضی نکرد.

۵ پاسخ برای ”پزشک خاندان“

  1. زهرا says:

    خداییش خیلی با نمک بود… ولی شماره ۲ پست قبلی کو ؟!

  2. tief says:

    لابد از این گلابی خارجی ها بود اونم !که زبون فارسی بلد نبود جیغ بزنه!

  3. آیدا says:

    منم دارم از فضولی میمیرم.

  4. آیدا says:

    یادم رفت بگم.بعد از یه سالی که میام سراغت این اولین باریه که کامنت میذارم.اونم چون موضوع حیاتیه.کار و زندگی رو ول کردم ببینم چه خبره.

درج یک نظر