ژانر متروسوار

اینایی که گروهی می‌شینن کفِ مترو خاطره تعریف می‌کنن، بعد مردم جلوی در دارن واسه یک سانت جای ایستادن یقه هم رو پاره می‌کنن.

اینایی که توی شلوغی مترو مدام از پشت سریشون می‌پرسن چرا هل می‌دی؟

اینایی که هربار از مترو پیاده می‌شن باید از اول لباس بپوشن.

اینایی که جای درهای مترو رو با درز سنگ‌های سالن تنظیم کردن مستقیم میرن جلوی در جا می‌گیرن.

اینایی که هرچی جای درها رو حفظ می‌کنن باز خیت می‌شن.

اینایی که ساعت هفت صبح صبحانه نخورده هی تو صورتت آه می‌کشن و هی‌هی می‌گن.

اینایی که با دسته‌گل و کادو سوار مترو می‌شن بعد جیغ می‌زنن گلم خراب شد هل نده.

اینایی که تا سوار می‌شن شروع می‌کنن از متروهای خارج تعریف کردن، اونایی که هرچی اینا می‌گن تأیید می‌کنن و…

خیلی‌های دیگه.

۶ پاسخ برای ”ژانر متروسوار“

  1. کتایون says:

    من جزو اون خیط شده هام!!

  2. نیل says:

    یکی از دلخوشی های روزانه ام این است که بیایم ریدر را باز کنم و ببینم خیاط باشی و یا حسین نوروزی بولد هستند یا نه؟! نثرت عالیه.

  3. papati says:

    از روی درز سنگ های سالن نیس، وقتی به قطار قبلی نرسی و پشت در بمونی، یا قطار شلوغ باشه ولی بفهمی کجا می ایسته، ما سالی یکی دو روز سوار می شیم اینجوری سوار می شیم :دی
    پاشو جمه بیا نمایشگا

  4. یک دوست قدیمی says:

    عجب اوضاع اعصاب خرد کنندهای این مترو !همه جای دنیا اینطوری ؟

  5. لیلیان says:

    اینایی که خیلی خوشبحالشونه که مترو سوار نمیشن و اصلا مترو هم ندارن مثل من

درج یک نظر