جلسه زبان سعدی در غزل

خدا رحم کرد که نیم ساعت دیر رسیدم. سیستم سخنرانی این‌طور بود که خانم نیازکار(؟) یک ویژگی از شعر سعدی را عنوان می‌کرد سپس برای آن ویژگی از غزل‌ها مثال می‌آورد. تا آن‌جا که فهمیدم ویژگی‌ها را دسته‌بندی هم نکرده‌بود. ده کیلو ویژگی گفت صدکیلو شعر خواند. مثلن گفت “یکی دیگر از ویژگی‌های غزل سعدی بازی واژگانی‌ست، مثال:

ضرورت است که روزی به کوه رفته ز دستت              چنان بگرید سعدی که آب در کمر آید

حالا این آب در کمر آید دو معنی می‌تواند داشته‌باشد. یکی آن‌که در کمرکش کوه فلان، یکی گریه‌ی سعدی فلان.”  من از دبیرستان از این‌که معلم ادبیات شعرها را معنی می‌کرد متنفر بودم. از این جمله‌ها که با “منظور شاعر در این‌ شعر…” شروع می‌شود. هیچ‌وقت نفهمیدم چرا باید نظر معلم را  به عنوان معنی زیر شعر بنویسم وقتی زبانِ من و شعر یکی‌ست؟

خوشبختانه وقت یاری نکرد خانم نیازکار تمام ظرافت‌های شعر سعدی را تشریح کنند. تمام طول سخنرانی حرکات ژانگولر آقای فیلمبرار من را از خواب نجات داد، فیلم‌برداری از روی شانه‌ی حضار، از روی سر، تصویر یک تماشاچیِ در فکر فرورفته با سخنران در یک شات(؟)… روی گزارش جلسه‌ی دوم حساب نکنید، حتی چای و شیرینی هم ندادند.

۲ پاسخ برای ”جلسه زبان سعدی در غزل“

  1. papati says:

    نه دیگه، همه چیش قابل تحمل ولی این که چای و شیرینی هم ندادن دیگه اصن نمی شه

  2. خرمگس says:

    سلام خیاط باشی جان،دنبال الگوی خیاطی بودم به اینجا رسیدم.به قولی وبلاگ باحالی داری،خودت هم آدم باحالی هستی.
    یه چند تا نکته در مورد خیاطی رو مدیونت هستم،گفتم تشکر کرده باشم

درج یک نظر