تنها دوبار زندگی می‌کنیم

آهنگ‌های مختلف را توی گوشم امتحان می‌کنم تا ببینم با کدام نوشتن‌م می‌گیرد. دیروز با رویا رفتیم تنها دوبار زندگی می‌کنیم را دیدیم، این را می‌نویسم بلکه موتورم روشن شود. خیلی فیلم خوبی بود، از سینما که بیرون آمدم حس می‌کردم سه چهار تا فیلم دیدم، اول فکر می‌کردم عاشقِ سیامک شدم، بعد دیدم نه، عاشق شخصیت شهرزادم، بیشتر که فکر کردم دیدم ناصر هم کم آدمی نبود. وقتی دفتر آدرس‌های‌ش را پاره کرد انداخت توی خیابان حتی برنگشت ببیند کجا افتاده، من هنوز نگاهم دنبال دفتر بود. خانم دکتر، پاژنگ… هرکدام اندازه‌ی یک فیلم داستان داشتند. مکالمه‌ی سیامک و خانم دکتر درباره‌ی حسرت را دلم می‌خواست بنویسم ولی حفظ نشدم. امم… نه موتورم روشن نشد. بدتر رفتم توی فکر و خیال. آهنگ‌ها‌م به درد نوشتن نمی‌خورند.

۳ پاسخ برای ”تنها دوبار زندگی می‌کنیم“

  1. papati says:

    و ما مثل همیشه باید منتظر باشیم تا سی دی ش بیاد ببینیم!
    نقش اول مرد این فیلمه، می دونستی همینجوری یهویی وسط خیابون کارگردانه جلوشو گرفته گفته بیا تو فیلم من بازی کن! از پس نقشش هم بر اومده انگار

  2. M . J . M says:

    دوبار زندگی کردن خیلی کمه کاش میتونستیم یکبار زندگی کنیم .

  3. نیل says:

    این فیلم ازوناس که قراره یه عمر بهترینم باشه، دو بار رفتم دیدمش بازم کمه ..

درج یک نظر