خیاط فیلمی

۲۵ بهمن ۱۳۹۱

امروز یک فیلمی دیدم خیلی کیف داشت. ساعت هشت صبح گذاشتم‌ش توی دی‌وی‌دی. تا دوازده صدبار مجبور شدم قطع‌ش کنم. یک کمی ترسناک بود و نمی‌توانستم تنها توی لپتاپ ببینم‌ش. چون لپتاپ از تلویزیون به آدم نزدیک‌تر است و چون من خیلی ترسوام و از خون و جسد توی فیلم می‌ترسم و از تاریکی مطلق و از چاه حمام که درش را برداشته‌باشند. یکبار هم به محسن زنگ زدم که بپرسم آخرش خیلی ترسناک نیست؟ چون واقعن تحمل‌ش را نداشتم. گفت ببین قشنگه. این‌ها نشان می‌دهد که من آدم مخاطب خاص هنری‌ای نیستم و به کارگردان‌ها و بازیگرها هم کاری ندارم. چند روز پیش یک فیلم مسخره‌ی ایرانی را با مامان دیدیم به اسم «چشم». آخرش یک زنی که می‌خواست یک کتابی چاپ کند قبل از چاپ کتابش مرد و من به خاطرش گریه کردم. بعدش یک فیلم ایرانی دیگر دیدیم به اسم «چک» که بدم نیامد و به نظرم داستان جالبی داشت. هفته‌ی قبل هم «خوابم می‌آد» را خانوادگی دیدیم. با اشتیاق می‌خواستیم اکبر عبدی زن شده را ببینیم. خوشم نیامد. «چیزهایی هست که نمی‌دانی» را در دو بخش به فاصله‌ی یک ماه دیدم. از بس کند بود و خسته‌کننده. منتها آخرش را دوست داشتم… کارتون هم زیاد دیدم این چند وقت. برداشتند هرچه شعر و ترانه توی کارتون‌هاست را به شعر دوبله کردند. این‌قدر چندش‌آور و حال به هم زن است که نگو. مجبورهای روانی!

این هم لینک دو فیلم برای آدم‌ها منتظر پیشنهاد بیکار:

La cara oculta

Le role de sa vie

 

تنها دوبار زندگی می‌کنیم

۷ بهمن ۱۳۸۸

آهنگ‌های مختلف را توی گوشم امتحان می‌کنم تا ببینم با کدام نوشتن‌م می‌گیرد. دیروز با رویا رفتیم تنها دوبار زندگی می‌کنیم را دیدیم، این را می‌نویسم بلکه موتورم روشن شود. خیلی فیلم خوبی بود، از سینما که بیرون آمدم حس می‌کردم سه چهار تا فیلم دیدم، اول فکر می‌کردم عاشقِ سیامک شدم، بعد دیدم نه، عاشق شخصیت شهرزادم، بیشتر که فکر کردم دیدم ناصر هم کم آدمی نبود. وقتی دفتر آدرس‌های‌ش را پاره کرد انداخت توی خیابان حتی برنگشت ببیند کجا افتاده، من هنوز نگاهم دنبال دفتر بود. خانم دکتر، پاژنگ… هرکدام اندازه‌ی یک فیلم داستان داشتند. مکالمه‌ی سیامک و خانم دکتر درباره‌ی حسرت را دلم می‌خواست بنویسم ولی حفظ نشدم. امم… نه موتورم روشن نشد. بدتر رفتم توی فکر و خیال. آهنگ‌ها‌م به درد نوشتن نمی‌خورند.

هرشب تنهایی

۳ بهمن ۱۳۸۸

درباره‌ی هرشب تنهایی فقط می‌توان بگویم که “لیلا تو دیگه چرا؟”. بروید از همین کارتونی‌های کنار خیابان سه‌تا فیلم بگیرید سه تومن، هرچه باشد، تأکید می‌کنم هرچه باشد شرف دارد به این چیزی که به اسم فیلم روی پرده‌است. این نظرِ من است به همراه تعداد زیادی فحش ک دار.

RSS