وقتی میل خودت است

۲۷ اسفند ۱۳۹۱

توی یکی از همین فیلم‌ها که تازگی دیدم و حال ندارم اسم و آدرسش را بدهم، یک جمله بود که خیلی کیف داد به من. پسری به دلایل کاری مجبور شد شهرش را عوض کند. به دوست‌دخترش گفت تو هم بیا. دوست‌دختر به شرط  «تیک کر آو می» کار و زندگی‌اش را رها کرد و همراه پسر رفت. رابطه‌ پیشرفته‌ای داشتند و توی مراحل بالای بازی بودند. یک مدتی که از اقامتشان گذشت دختر اتفاقی رفت محل کار دوست‌پسرش که با هم برگردند خانه. پسر را دید که توی دفترش همراه دختر دیگری نشستند، لیوان‌هایی از مایعات زرد در دستشان و گپ می‌زنند.( قبل‌تر یک چشمه‌ی دیگر هم از برخورد مرموز همان دو دیده‌بود) دختر در را به هم زد و رفت خانه. توی مسیر پسر زنگ زد. شروع کرد به توضیح دادن. گفت ما فقط داشتیم حرف می‌زدیم. دختر هم طبق معمول از تفاوت لاس زدن با حرف زدن گفت. پسر تا ته انکار کرد. گفت یک صحبت کاری بود. من حق ندارم با همکارم حرف بزنم؟… همان‌طور که داشت توضیح می‌داد یک دفعه دختر گفت. «ببین! هرکار دوست داری بکن. اگر دوست داری همه چیز رو خراب کنی میل خودته.» همین جمله.

حالا نه فقط توی رابطه‌‌ی عاشقانه، توی روابط کاری و دوستانه حتا، حیفم آمد که هیچ‌وقت این جمله را به کسی نگفتم و هی گذاشتم آدم‌ها دلیل بیاورند و رفتارشان را توجیه  کنند. آخرش هم از خودم یک غرغروی بدبین توی ذهنشان ساختم. همان وقتی که همه‌چیز روشن است و مطمئنی نفهم‌ترین آدم‌ها هم حق را به تو می‌دهند باید این جمله را بگویی و بروی. تکرار اتهامات هیچ‌وقت آدم‌ها را نسبت به کارشان آگاه نمی‌کند. چی را می‌خواهی ثابت کنی وقتی طرف تصمیم گرفته تو را از دست بدهد؟ همان یک بار اعتراض برای هر آدم عالق باغلی کافی است. بار دوم راهت را بکش و برو.

این‌بار که گذشت

۲۵ مرداد ۱۳۹۱

دفعه‌ی بعد یادت باشه درباره رابطه‌ای که من با هزار بدبختی تنظیم‌ش کردم و دو طرفش راضی‌ان اظهارنظر مفت نکنی.

لامصبا زنگ بزنید

۲۱ فروردین ۱۳۹۱

گفتم چرا زنگ نزدی دیروز؟

گفت دیروز؟ زدم که

انتظار هرجوابی رو داشتم غیر از این

خودمو آماده کرده‌بودم بگه وقت نشد

 جیغ بزنم

بگه آنتن نداشتم

 یه‌جور دیگه جیغ بزنم

اصلن بگه اون‌جا زلزله اومد همه تلفنا قطع شد

بازم می‌تونستم با دلیل براش جیغ بزنم

ولی اینو دیگه نخونده‌بودم

گفتم کی زنگ زدی؟

گفت ظهر زنگ زدم تو برنداشتی

گفتم اوهوک

منو ندیده این‌جا خیمه زدم رو گوشی تلفن

خونه‌م رو گه برداشته از بس جلو تلفن نشستم

آنتن‌ش کم و زیاد می‌شه،

 سریع میس‌کال می‌ندازم به خودم که از دسترس خارج نشم

این‌طوری هواشو دارم

بعد زنگ بخوره جواب ندم؟

محال‌ئه جانم

همه اینا رو می‌خواستم بگم

با جیغ

منتها

تا گفتم اوهوک قطع شد

ما شلخته نیستیم ما منتظریم

۸ فروردین ۱۳۹۱

منتظر تلفنم. جفت گوشی‌ها رو گرفتم تو دستم تو خونه می‌چرخم. نمی‌تونم برم دستشویی. وقتی می‌رم مجبورم هواکش رو خاموش بذارم. چون اگر هواکش روشن باشه صدبار صدای زنگ تلفن و خونه و موبایلم رو از توش می‌شنوم. می‌دونستید که هواکش‌ها می‌تونن تقلید صدا کنن؟ هم هواکش‌ هم جاروبرقی هم سشوار. اینا به محض این‌که روشن می‌شن شروع می‌کنن به تقلید صدای زنگ‌ها و حتا آدم‌ها. بارها شده موقع سشوار کشیدن یکی صدام زده زهرا زهرا… بعد من سشوار رو خاموش کردم و گفتم بله؟ در حالی‌که کسی خونه نبوده و کسی صدام نزده. این وسیله‌ها روزبه‌روز دارن پیشرفت می‌کنن و کم مونده که هوششون از انسان‌ها بزنه بالا. حالا می‌خواید باور کنید یا نه ولی من این سه وسیله شیطان صفت رو شناسایی کردم. شما هم بشناسیدشون و وقتی منتظر صدای کسی هستید باهاشون کار نکنید. اگرم رفتید خونه‌ی کسی دیدید کف زمین پر از آشغاله، توالتش بوی گند می‌ده و موهاش هریک به سمتی‌ئه، می‌تونید نتیجه بگیرید که خیلی وقته منتظر یه تلفن‌ئه…

نقطه جوش

۲۹ شهریور ۱۳۹۰

الان نزدیک به پنجاه‌وپنج دقیقه‌ست داره با موبایل حرف می‌زنه
ناراحت نیستما
این‌که تقریبن داره داد می‌زنه هم اذیتم نمی‌کنه
خیلی آروم و فرهیخته نشستم گودر می‌کنم
مثل این زن‌ها که براشون جا افتاده جامعه پر از گرگه
و مردشون تا دوازده شب
داره گوسفندا رو نجات می‌ده
حتی بینش رفتم هلو آوردم
همین‌طور که حرف می‌زد گرفتم جلو دهنش
پوستاش رو اون خورد، گوشتاش رو من خوردم
خیلی هم مهربون
دارای درک متقابل
فقط منتظرم قطع کنه
بپرسم کی زنگ زد؟
تو یا اون؟
بگه من
قشقرق به پا کنم

RSS